چشمانمان مثل دوربین عکاسی میمانندلحظه ها را در ذهنمان ثبت میکنندمثل اولین قرار، وقتی کسی که دوستش داریم را میبینیمو در لحظه لحظه اش زبانمان بند میآید ..مثل اولین بوسه، که لب هایمان بر روی هم میلغزدیا اولین آغوش !چشمانمان این ها را می بیند ،بی قرارمان میکندما با چشمانمان می بوسیم، لمس میکنیمکسی را دوست خواهیم داشت و خیلی چیز ها را در دلمان پنهان میکنیمکاش میتوانستیم حواسمان را بیشتر پرت نگاه ها کنیمچشم میتواند آخرین فرصت؛ برای لحظه های عاشقانهمان باشد...+ نوشته شده توسط دختر خاطره ها در شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۶ و ساعت
2:41 |
برف میبارد و من چشم به راهت هستم درپی آتشی از برق نگاهت هستم قهوه و چایی و نسکافه مرا گرم نکردچون به دنبال همان شال سیاهت هستمشب و تنهایی و سیگار ولی فندک نیست من فقط منتظر شعله ی آهت هستم میکشم نقش تورا با قلم خاطره ها چون که تصویرگر صورت ماهت هستم بغض و فریاد شدم بازمرا نشنیدیمثل یک گمشده ای در ته چاهت هستم عازم دورترین نقطه ی دنیا که شویباهمه فاصله ها پشت و پناهت هستم+ نوشته شده توسط دختر خاطره ها در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۶ و ساعت
0:50 |
برایم شعر بفرستحتی شعرهایی که عاشقان دیگرتبرای تو می گویندمی خواهم بدانمدیگران که دچار تو می شوندتا کجای شعر پیش می روندتا کجای عشقتا کجای جاده ایکه من در انتهای آن ایستاده ام....+ نوشته شده توسط دختر خاطره ها در یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۶ و ساعت
3:55 |
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسیقبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسیآنچنان در همه جای دل من جا شده ایکه به غیر از تو نباشد دل من جای کسیهمه دنیای مرا برده نگاهت ؛ نکندبشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسیمن تماشاگر تصویر توام ماه منیراین چنین هیچ نبودم به تماشای کسیپای تو هستم و پا پس نکشم از دل تونگذارم به دلت باز شود پای کسیتو تمنای من و جان من و یار منیپس بمان تا که نمانم به تمنای کسیمن بهشتم همه در دیدن خندیدن توستتا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسیمن سراپا همه یک جلوه ای از عشق توامعشق را جز تو ندیدم به سراپای کسی !+ نوشته شده توسط دختر خاطره ها در جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۶ و ساعت 13:0 |